زبانحال مسلم بن عقیل علیهالسلام قبل از شهادت
شاعر : سیدپوریا هاشمی
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
قالب شعر : غزل
یک سلامِ گرم از این بی سرو سامان شده به همان آقا که در کوه و کمر حیران شده
عید قربانت مبارک ای به قـربان سـرت کوفیان با کشتن من عیدشان قربان شده!
نه غذایم میدهـند اینها؛ نه آبـم میدهند غم مخور! گفتم بدانی که چه با مهمان شده
گـیـسوانم دستپـیـچ بچـههای کـوچه شد پیـکـرم بین گـذر بـازیـچۀ طـفـلان شـده
کار من بر عکس شد با سَر، زمین افتادهام بعـدِ آن هـم پـایـم از آویــز آویـزان شـده
چوبْدست ابن مرجـانه لبم را پاره کرد حرف چوب و لب که آمد در دلم طوفان شده
از لباسی که به تن دارم خجالت میکشم سوختم با روضۀ آن پیکر عـریـان شده!
|